به نام خدا
موضوع تحقیق : تحول بنیادی در برنامه ریزی درسی ابتدایی
برنامه ریزی درسی در یک کشور حرکتی بسیار بزرگ محسوب گردیده که باید بر اساس برنامه ریزی درسی یک تابعی است که متغیر های زیادی در تنظیم و اجرای ان دخالت دارند . این متغیر ها گاه میتوانند یک فرایند مثبت را در پی داشته باشند و گاه در ایجاد یک فرایند منفی تاثیرگذار هستند . بر همین اساس اندیشمندان در تعاریف خود در این زمینه دارای نظرات مختلفی هستند که میتوان همواره به آنها دیدگاه های منحصر به فرد محققینی نگریست که در این زمینه صاحب نظر بوده و هستند. متغییر هایی که از آنها یاد شد میتوانند مبنایی برای یک تحول در برنامه ریزی آموزشی در مقاطع مختلف باشند که ضمن بررسی میتواند نتایج لازم را در اجرای یک تحول دست یافت . اما اصولا تحولات برنامه ریزی درسی در سطح میانی و یا اجرایی قابل طرح و اجرا نیست و باید در سطوح کلان به ان پرداخته شود . لذا باید متغیر ها هم در این طرح ریزی اهمیت داشته باشند . به این معنا که آنها نیز در بعد وسیعی تاثیرات لازم را در بنیانهای آموزشی دارا باشند.
کلمات کلیدی : متغییرهای وابسته ، برنامه ریزی درسی، فرایند آموزشی،
از برنامه ریزی درسی تعاریف گوناگونی ارایه شده است .این گوناگونی ناشی از رویکردها وموضع گیریهای مختلفی است که در باره آموزش وپرورش وجود دارد .این رویکردهای مختلف بر برنامه ریزی درسی نیز تأثیر می گذارد .گروهی با توجه به آموزه های (آموزش وپرورش پیشرفته ) که برمحوریت کودک تأکید دارد ، و بر آنند که آموزش وپرورش وبرنامه های آن باید متناسب با نیاز های کودکان باشد وگروه دیگر بر نیاز های جامعه ومسائل زندگی در جامعه تأکید می ورزند مطالعه (جامعه شناسی بر برنامه ریزی درسی ) را ضروری می دانند گروه دیگر از دانشمندان بر ارزش دانش و یادگیری آن تمایل دارند وبر (برنامه ریزی (موضوع محور ) یا دیسپیلین محوری (تأکید می ورزند وبر توسعه تفکر اسرار دارند.مربیان تربیتی ودانشمندانی نیزهستند که آموزش وپرورش وبه تبع آن برنامه ریزی درسی راساخت (فرهنگی –سیاسی (میدانند.به نظر این گروه ) ایده ها(،نظرات وتفکرات درباره آموزش وپرورش وبرنامه ریزی درسی تحت تأثیر ایده ها واستراتژی های ( حکومت ها ) قرار می گیرند تعیین هد فها ،منابع ،محتوا ،روش ها وفرایند های آموزشی و پرورشی تحت نظارت وکنترل آن ها انجام می گیرد . از این رو تفاوت در مفاهیم و تعاریف برنامه درسی محصول روشهای متفاوت برنامه ریزان ومربیان در درک فهمیدن روابط میان مدارس ،حکومت ها وجامعه است . علاوه بر آن،گروهی دیگر برایده و واقعیت های (جهانی شدن) و (دهکده جهانی) نظر دارند . تغییر بنیادی آموزش وپرورش ، درنتیجه تغییر الگو های برنامه ریزی راپیشنها د می کند و بربازسازی (هویت انسانی ) برای هزاره سوم و (انسان فراملی) علاقه نشان می دهند .به نظر این گروه که بر(توسعه ظرفیت گزینش های انسانی در یک جامعه قابلیت زا) تأکید دارند آموزش وپرورش نه تنها باید معلمان با صلاحیت ،ساختمان وتجهیزات جدید ومتناسب با ویژگی های هزاره سوم تدارک ببیند ، بلکه در همان زمان باید برنامه های خود را متناسب وسازگار با شرایط جدید زندگی در دهکده جهانی بازسازی کند.تأثیر کامل مسایل جنگ ، افزایش جمعیت ، کنترل سلاحهای کشتار جمعی (سلاحهای اتمی ) مسئله حقوق مدنی شهروندان،فقر،آلودگی آب وهوا،گسترش حاشیه شهر نشینی ،ماشینی شدن وسایر مسائل که بی گمان در آینده پیش خواهد آمد رو در روی کودکانی هستند که هم اکنون در مدارس ابتدایی حضور دارند.
در جوامع بدوی ، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود ، در نتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش ، بیشتر از طریق خانواده ها انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت . با گذشت زمان در کشورهای مختلف ، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده ، شکل گرفت . در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن ، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم ، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . قبل از تشکیل نظام آموزشی نوین ، در ایران بیشتر مکتب خانه و مدارس دینی وجود داشت ، افراد روحانی ، مکتب خانه را اداره می کردند و دروس قرآن و ادبیات فارسی به کودکان آموخته می شد . بعد از انقلاب مشروطه در سال ١٢٩٠ هجری شمسی ، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد ، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران ، برای اولین بار مطرح شد . در سال ١٣٢٢ طبق قانون تعلیمات اجباری ، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری ، مطرح و همگانی شد . طبق ماده دوم قانون تعلیمات اجباری ، طول دوره آموزش ابتدایی ، شش سال تعیین شد ، ولی در سال ١٣۴۵ هجری شمسی ، مدت این دوره به پنج سال تقلیل پیدا کرد . تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه صورت پذیرد . اساسی ترین نیاز در یک برنامه ریزی درسی دارا بودن یک بستر مناسب از قبل می باشد و بصورت ابتدا به ساکن نمی توان برنامه ریزی درسی را تدوین و به اجرا گذارد . در کشور های مختلف دنیا این اتفاق بر همین روال انجام میپذیرد . به عنوان مثال در کشور ایرلند بوده است که در سال 1999 و بر اساس برنامه ریزی های درسی در سال 1971 یک تحول بزرگ در برنامه ریزی درسی اتفاق افتاد . این رویداد را نمیتوان بوسیله یک نفر تدوین و اجرا نمود ، چرا که مسائل زیادی را باید در تدوین آن مد نظر قرار داد لذا یک تیم قوی از متخصصین در زمینه های جامعه شناسی ، روان شناسی ، برنامه ریزان درسی ، متخصصین علوم پایه کار بردی و افرادی دیگر که توانایی تیم مورد نظر را بالا برده و بتوانند با قابلیت های خود یک برنامه قوی و قابل اجرا برای یک برنامه دراز مدت را دارا باشد . . این طراحی شده است برای پرورش کودک در تمام ابعاد از خود و یا او زندگی معنوی، اخلاقی، شناختی، عاطفی، تخیلی، زیبایی، اجتماعی و فیزیکی است. برنامه درسی یکپارچگی زندگی کودک را به رسمیت می شناسد به عنوان یک کودک و هدف به تهیه نیازها و پتانسیل خود را به عنوان آنها روز به روز در تکامل. با رفع این نیازها، برنامه درسی غنی زندگی کودک و پایه برای شادی و تحقق در آموزش و پرورش بعد گذاشته شده و در زندگی بزرگسالی است.
برنامه درسی اذعان دارد که کودکان در جامعه زندگی می کنند و بخشی از آن هستند، و توسعه شخصی خود را عمیقا با روابط خود در خانه و با افراد دیگر در جامعه را تحت تاثیر قرار میدهند . برنامه درسی بطور کامل باید به جذب کودک در جامعه و ایجاد یک تعادل در زندگی کودک است که به توسعه اجتماعی یک کشور برمیگردد که چگونه ابعاد مختلف زندگی را برای کودک تشریح نموده و به کودک یاد دهد چگونه در همکاری با سایرین در انجام یک کار باید عمل نماید
آموزش و پرورش و جامعه
رابطه بین آموزش و پرورش و جامعه پویا و تعاملی است. آموزش و پرورش نه تنها نشان دهنده یک جامعه است، بلکه در نفوذ خود را در شکل دادن به توسعه آن است.در جوامع جدید مفهوم آموزش وپرورش وکارکردهای آن دستخوش تغییرودگرگونی شده است.نیازهای گوناگون زندگی،انواع نوین آموزش وپرورش راطلب می کنند.در واقع نیروهای اجتماعی نافذی که درجامعه ابتدایی، آیین ورودودرقرن بعد،مدارس ویژه تعلیم خواندن ونوشتن رابوجودآوردند،درمقیاس بزرگتری همچنان فعال اند. شیوه های زندگی ازنسلی به نسلی،تجدیدشکل پیدامی کنند.ولی این تجدیدشکل همواره باتجارب بیشتروانگاره های پبچیده تری همراه است.نسلهایی که درمدارس قدیم فقط به یادگیری فقط به یادگیری خواندن ونوشتن وحساب کردن می پرداختند،جای خودرابه نسلهایی سپرده اندکه درمحیط های سازمان یافتة آموزش ویادگیری طبق برنامه های منظم،درجریان آموزش وپرورش عمومی،فنی وتخصصی مورد نیاز جامعه قرارمی گیرند. جامعة ساده فقط اشکال ابتدایی نظامهای سیاسی واقتصادی راداشت وازاین رو تقریباً فاقدتمام تمایزهای موجود درجامعة پیچیده بود.کارکردهای آموزش وپرورش عمدتاًازطریق خانواده یا مشارکت فرددرفعالیتهای گوناگون گروه اجتماعی صورت می گرفت وبه این منظور،نهادجداگانه ای لازم نبود.ولی درجامعة پیچیدة متمدن،با گسترش شهرنشینی،توسعة صنعتی،دگرگون شدن ساختارها وکارکردهای سیاسی واقتصادی،عواملی مثل خانواده که درگذشته بار تعهدات تربیتی را عهده داربودند،دیگراقتدارونفوذ کافی برای ایفای وظایف پیچیدة آموزشی وپرورشی ندارند.ازاین روشرایط جامعة متحول،مستلزم ایجادنهادخاصی به نام نظام آموزشی رسمی یامدرسه است تا آنچه راکه نسل های گذشته ازشکل ساده تر، درخانواده فرامی گرفتند اکنون دراشکال گوناگون وپیچیده تر،دراین نهادبیاموزند.
دراین شرایط،جامعه ازساخت وکارهای آموزشی وپرورشی گوناگونی برخورداربوده،گردش امورآن دراغلب موارد، مستلزم اجرای برنامه های درازمدت،دقیق وتخصصی است. آموزش وپرورش مدرسه ای که زمانی کارکردعمدة آن به سوادآموزی محدود می شد،یک دامنة گسترده ای ازتجارب معارف،علوم وفنون جدیدراشامل می شود. باپیچیده تر شدن جامعه،آموزش وپرورش به طورروزافزون،به صورت ابزاربازسازی فردوجامعه درمی آید. درنتیجه شهروندانی که خواستاراشتغال به کاروخدمت درجامعه وخواهان برخورداری ازمزایای زندگی اجتماعی می باشند،مجبورند بیشتر خودرادرمراکزآموزش وپرورش رسمی بگذرانند.
برنامه ریزی درسی مدارس ابتدایی
در بخش قبل متغیر های متعددی در زندگی کنونی انسانها میتواند نقش آفرینی کند چه در ابعاد مثبت آن و چه منفی لذا کارکرد برنامه درسی دوره ابتدایی به وسیله دو عامل اساسی تعیین می شود . از یک سو ، میلیونها کودک مدرسه در کشور مشغول به تحصیل هستند . کودکانی با پتانسیل بسیار زیاد برای زندگی در جامعه فردا ، اما متفاوت از نظر توانایی و ظرفیت یاد گیری . از سوی دیگر ،ظرفیت های موجود اعم از ظرفیت های باقوه و بالفعل در جامعه وجود دارند و باید برای بهبود وغنی تر کردن زندگی انسانها آنها را یافته و بر اساس آنها برنامه ریزی های منطقی بر پایه پروژه محوری ساختارهای آنها را سازماندهی نموده و در نهایت در یک فرایند عملیاتی بهره برداری نمود .از این دیدگاه برنامه ریزی درسی تفکر ابزار گونه ای است که این دو عامل اساسی را بهم پیوند می دهد. پس برنامه درسی دوره ابتدایی شامل تجاربی است که کودکان ازطریق آن به خود - شکوفایی می رسند و درهمان زمان یاد می گیرند .در ساختن جامعه خوب ، و برای بهتر زیستن همگان مشارکت کنند . بعضی دلالتها و مفاهیم ضمنی این تعریف وسیع برنامه درسی در ابتدایی از این قرار است :
1- بکار گیری یک نظریه واقع بینانه بر اساس موجودیت ها اعم از متغییر های وابسته که میتواند تاثیرات به سزایی در امر اجرایی کردن برنامه ریزی درسی میتواند دخالت داشته باشد . در زیر به چند متغیر اساسی ذکر گردیده که این متغیر ها اصلی ترین عوامل تاثیر گذار بر برنامه ریزی درسی می باشند
(1) وضعیت واحد های آموزشی از نظر فضای آموزشی ، تجهیزات کمک آموزشی و فن آوری های مورد استفاده
(2) وضعیت مربیان و آموزگاران از نظر سطح دانش کار بردی آموزشی ، سطح آشنایی با فرایند های آموزش با تجهیزات کمک آموزشی و در نهایت سطح آشنایی آنها با فن آوری های موجود بخصوص رایانه و اینترنت
(3) سطح فرهنگ جامعه و رواج فن آوری های موجود در جهان در افراد جامعه و خانواده ها که شامل استفاده رایانه و اینترنت در زندگی می باشد
(4) نیازهای کودک برای یادگیری و ارتباط سلسله وار یادگیری در مقاطع مختلف تحصیلی
(5) قابلیت به روز نمودن برنامه ریزی درسی موجود بدون ینکه نفی کننده یکدیگر باشند با قابلیت های پیوند در گذشته و آینده
2- برنامه درسی تنها شا مل تجربیات کودکان است ، برنامه درسی تنها در کتابها ی درسی یا درموضوعهای درسی ویا دربرنامه وعلاقه و توجه معلمان به موضوعها ی ومسائل خاصی نیست . موضوعهای یادگیری در واقع همان نقشی را دارند که نقشه جاده ها برای مسافرت لازم است . در ارزشیابی برنامه درسی بررسی دقیق کیفیت زندگی که پیامد برنامه درسی است ضرورت دارد.
3- برنامه درسی فراتر از موضوعهای درسی است که باید آموخته شود .گرچه انتخاب محتوای مفید ومناسب مهم ترین مسئولیت برنامه ریزان درسی ومعلم است.اما محتوا تنها برنامه درسی را تشکیل نمی دهد،مگر اینکه محتوا بخشی از تجارب کودک باشد.
4- مهمترین کار برنامه درسی ، هدایت زندگی است . برنامه درسی باید محیط ویژه (به جای محیط بی نهایت وسیع ) و نظام دار ، بررسی شده وساده برای مقاصد ویژه باشد.
5- کار برنامه ریزان درسی ،کار یادگیری تخصصی است که آگاهانه و بمنظور هدایت استعداد ها وعلاقه های کودکان به سوی مشارکت فعال وموثر درزندگی اجتماعی محلی وجامعه بزرگتر انجام می گیرد . هم چنین کا ر برنامه ریزان درسی کمک به کودکان درغنی تر کردن زندگی خودشان ومشار کت در بهسازی جامعه از طریق آشنا کردن آنان با اطلاعات ، مهارتها ونگرشهای سود مند است .
6- مسئله برنامه ریزی درسی تنها توجه به این نیست که کدام موضوع باید آموخته شود ، یا ذهن یاد گیرنده تقویت شود و یا دانش او افزایش پیدا کند بلکه باید برای بهبود زندگی فرد و اجتماع نیز توجه شود .
دوره سوم کودکی از حدود شش سالگی تا یازده سالگی است .در این دوره شخصیت کودک سازمان یافته تر و پیچیده تر میشود واز نظر توانایی های جسمی و ذهنی واجتماعی تغییرات مهمی در او بوجود می آید ؛ از این رو شناخت کودکان دبستانی برای برنامه ریزان و مدیران ومعلمان دوره ابتدایی ضرورت دارد .
اهم ویژگی های بدنی وذهنی کودکان هفت الی ده ساله ها به شرح ذیل است :
الف ) ویژگی های بدنی
- هماهنگی چشم ودست کامل می شود
- یاد گیری مهارتهای حرکتی،دقیق تر ،سریعتر وپیچیده تر می شود .
- ماهیچه های کوچک ،کاملاً رشد می کنند .
- سرعت رشد دختران در این دوره از پسران بیشتر می شود .
- درپایان این دوره ،علایم بلوغ ( صفات ثانویه ) دردختران بتدریج ظاهر میشود .
- در کاربرد صحیح و سریع اندامهای حسی وحرکتی مهارت کافی کسب کرده است .
- رشد جسمی کودک بخصو ص از نظر تکامل مراکز عصبی ، به جایی رسیده است که میتواند به تحریکات رسیده ازخارج ، پاسخهای کاملاً اختصاصی بدهد .
ب ) ویژگی های ذهنی وتحول روانی
- تقلید در این دوره آگاها نه انجام میشود .
- خود میان بینی یا خود مداری کودک تعدیل میشود .
- بزرگسالانی که از نظر او ارزشمند ومورد احترامند الگو قرار می دهد .
- احساس مالکیت در او قوی میشود .
- از تخیل به واقعیت نزدیک میشود .
- به مرحله تفکر محسوس میرسد .
- قدرت تشخیص میان خوب وبد در او ظاهر میشود .
- کم کم آرامش وثبات عاطفی پیدا می کند .
- دارای ابتکار عمل وسلیقه شخصی می شود .
- قواعد را درک می کند ورعایت قاعده در کار ها را لازم می داند .
- قدرت درک علت امور طبیعی را بتدریج پیدا میکند .
- دراین دوره کودک دارای حافظه نیرومندی است .
- به حرف زدن علاقه فراوان دارد .
- به رقابت با کودکان دیگر وهمسالان علاقه مند است .
- قبل از اجرای هر کار قادر ا ست طرح ونقشه آن را بریزد .
- به یادگیری علاقه زیاد دارد .
- قدرت درک مشکلات پیرامون خود را پیدا می کند .
- کنجکاوی کودک جهت دار وهدفمند میشود .
با توجه به ویژگی های کودکان دردوره دبستان تعلیم مفاهیم اساسی ،تربیت اخلاقی واجتماعی وجسمانی اوضرورت دارد .
یکی از نیاز های اساسی دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی در ایران نیاز به کتابهای درسی با محتوای قوی می باشد اما متاسفانه می بینیم که این امر تحقق نیافته و در ادامه تلاش در تهیه یک محتوای قوی اقدام به انتشار کتاب های کمک درسی می نمایند.این رویداد باعث میگردد که کتابهای درسی همواره در حال عوض شدن باشد این اتفاق در وزارت آموزش وپرورش توسط سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی تأ لیف ،چاپ ومنتشر می شود و در اوایل مهر ماه هر سال در اختیار میلیونها دانش آموز کشور قرار میگیرد . استفاده ازکتابها درفرایند یاد دهی و یادگیری ازگذشته و تاکنون در مکتب خانه ها ، مساجد ، مدارس ، و دانشگاهها مورد توجه و تأ کید بوده است . متاسفانه امروزه آنها مبتنی بر برنامه های مصوب از کارشناسان ، استادان و متخصصان مرتبط با هر درس استفاده می کنند که بیش از اینکه یک متخصص به فکر ارائه یک بسته آموزشی کامل باشد به فکر . تألیف کتابهای درسی و کمک درسی است که نمی شود آنرا یک بسته نامید بلکه یک دو بسته مکمل خواهد بود ، در نهایت این دانش آموز و معلم است که روش بکار گرفته شده را پذیرفته و آنرا یک روش کامل تصور میکنند و این یک برنامه ریزی و تهیه مدارک آموزشی غلط می باشد هر چند که با تغییر نام تعدادی ازکتابهای درسی ابتدایی که درسالهای اخیر تغییر یا تعداد آنها افزوده شده است از جمله :
1 . کتاب فارسی به کتابهای بخوانیم وبنویسیم تغییر نام یافته است.
2 . برای کلاس اول دبستان کتاب قرآن تأ لیف شده واین درس طبق شرایطی درسال اول دوره ابتدایی تدریس میگردد .
3 . نام تعلیمات دینی در دوره های ابتدایی بتدریج به کتاب هدیه های آسمانی تغییر یافته است .
درفرایند آموزش و پرورش روشها وفنون تدریس وهمراه با تربیت جایگاه مهمی دارد . روش یعنی "راه انجام دادن کاری " وروش تدریس یعنی "راه منظم ،با قاعده ومنطقی برای ارایه کردن درس "و روش آموزش "مجموعه تدابیر واندیشه هایی منظمی که معلم برای رسیدن به هدفهای تربیتی با توجه به شرایط وامکانات اتخاذ می کند " تدریس تعامل بین معلم وشاگرد است که بر پایه طراحی منظم وهدفمند معلم، برای ایجاد تغییر در رفتارشاگرد انجا م می گیرد .
معلمی موفق است در استفاده از روشهای تدریس که به تناسب شرایط مهارت داشته باشد ؛زیرا شیوه تدریس محور تعلیم وتربیت است ومعلم بدین وسیله میتواند هم سطح معلومات شاگردان را بالا ببرد وهم رسالت تربیتی خودرا ایفا کند .
1-روش سخنرانی :در این روش ، معلم مطالب درسی را به دانش آموزان انتقال می دهد. وظیفه اصلی معلم ، انتقال معلومات و اطلاعات درسی به دانش آموزان است . وظیفه دانش آموزان ، گوش دادن ، نوشتن و یادداشت برداشتن است . در این روش می توان ، ذهن دانش آموز را به بانکی تشبیه نمود که باید در آن پول اندوخته شود ، در اینجا نیز ، ذهن دانش آموز باید مملو از معلومات گردد ، مطالب را در ذهن نگه دارد و هنگام امتحان یادآوری نماید . روش سخنرانی ، محاسن و معایبی دارد . در یک جلسه سخنرانی ، می توان مطالب زیادی را به دانش آموزان انتقال داد ، صرفه جویی در زمان و امکانات و نیاز کم به وسایل و امکانات تکنولوژی آموزشی ، از محاسن این روش می باشد . با توجه به امکانات کم در برخی از مناطق ، معلم می تواند با استفاده از این روش ، حجم بسیاری از اطلاعات را به افراد انتقال بدهد .
2-روش نمایشی: در این روش ، معلم مهارت و کار خاصی را به طور عملی در برابر دانش آموزان انجام می دهد و دانش آموز پس از مشاهده مراحل کار، سعی می کنند ، کار را به همان ترتیب انجام بدهند. در این روش، مشاهده و سپس تقلید از معلم ، بسیار مهم می باشد . 3-روش ایفای نقش در این روش ، معلم از دانش آموزان می خواهد که یک قطعه نمایش یا تئاتر را اجرا کنند ، به گونه ای که در این فرایند ، هر یک از فراگیران ، ایفای نقش خاصی را به عهده بگیرند . از طریق این روش ، می توان بسیاری از مهارتها ، از قبیل فن بیان ، ایجاد ارتباط و ابراز وجود را به دانش آموزان یاد داد .روش ایفای نقش ، محاسن و معایبی دارد که به ترتیب زیر می باشد:این روش ، موجب درمان افراد خجالتی می گردد . البته باید توجه نمود که در ابتدا، نقشهای ساده را به آنها واگذار نمود . این مسأله در مورد دانش آموزان بسیار فعال نیز ، کاربرد بسیاری دارد ، زیرا آنها می توانند ، فرایند ایفای نقش را به خوبی دنبال کنند . عیب آن نیز این است که نیاز به امکانات بسیاری دارد و در همه دروس قابل استفاده نیست
4-روش اکتشافی یا یادگیری اکتشافی در این روش ، معلم کاری انجام نمی دهد ، بلکه دانش آموزان را در برابر مسائل مختلفی قرار می دهد . دانش آموز باید ابتدا مسأله را درک کرده و بداند که مسأله چیست ؟ سپس از طریق ارائه شواهد و اطلاعاتی در مورد آن مسأله ، فرضیات و راه حلهایی ارائه می کند ، فرضیات را در معرض آزمایش قرار می دهد کنند. در یادگیری اکتشافی ، دانش آموز را در برابر اطلاعات و یادداشتهای قبلی قرار نمی دهیم ، بلکه سعی می شود که وی در جریان آموزش، مسائل متفاوتی را کشف نماید و راه حلهایی را برای مسأله پیدا کند . زیرا اکتشاف، به معنای کشف معلومات ندانسته می باشد .
5-روش پرسش و پاسخ : این روش ، در اکثر مواقع مکمل روش سخنرانی است و اکثر معلمان ، این دو روش را با یکدیگر این روش ، در اکثر مواقع مکمل روش سخنرانی است و اکثر معلمان ، این دو روش را با یکدیگر تلفیق می نمایند تا از طریق آن ، نقاط ضعف دانش آموز را برطرف نمایند. در این روش ، معلم پرسشهایی را مطرح نموده و بر اساس پاسخهای ارائه شده توسط فراگیران ، سوالات جدیدی مطرح می شود و در طی یک روال منطقی ، فراگیران را به سمت راه حل مسأله و مسائل مورد نظر هدایت می نماید . در این روش ، دانش آموزان از طریق سوالات درست، حساب شده و سنجیده ، به سمت یافتن راه حلهای درست سوق داده می شوند . از این طریق ، جنبه انفعالی روش سخنرانی تا حدی از بین رفته و دانش آموز در جریان یادگیری ، مشارکت فعالی پیدا می کند.
6 - استفاده از روشهای سمعی – بصری: استفاده از وسایل آموزشی از قبیل اوپک ، اورهد ، اسلاید ، ویدیو ، تلویزیون و حتی ضبط صوت ، سبب تنوع کلاس درس می شود ، ، در دوره دبستان، باید به منظور ایجاد انگیزه بیشتر در یادگیری ، کاهش خستگی و کسالت دانش آموز و جذاب کردن محیط آموزشی ، حداکثر استفاده را از این وسایل به عمل آورد . تفکر کودک در دوره دبستان ، عینی است . بنابراین ، هر چه مطالب عینی تر باشند ، دانش آموز آنها را بهتر درک می کند. در این دوره ، بهتر است که از تلفیق روشها استفاده نمود . برای مثال ، موردی را نمایش می دهیم یا کودک اضافه کردن یک ماده شیمیایی به ماده دیگر را مشاهده می کند و ما در حین نمایش ، توضیح می دهیم . در برخی از مواد درسی ، مثل تعلیمات اجتماعی ، تلفیق روش نمایشی و روش سخنرانی، می تواند از سایر روشها موثرتر باشد .در بین روشهای مذکور آزمایشی در دوره دبستان ، کدام روش موثر تر است؟با توجه به دو شعار فعال بودن و مشارکت دانش آموزان در امر یادگیری و آموزش چگونه یاد گرفتن ، می توان گفت که یادگیری اکتشافی، دقیقاً مبتنی بر آن دو روش است ؛ البته یادگیری اکتشافی ، باید در همه مراحل تدریس اعمال شود ، نه در کلیه دروس . در این زمینه ، می توان گفت که روشها مطلق نبوده ، بلکه در دوره ابتدایی، با توجه به امکانات ، ماده درسی ، سن کودک ، ویژگیهای دانش آموز، فضای آموزشی ، زمان و به طور کلی ، تمامی شرایط موثر در آموزش یادگیری اکتشافی ، بهترین روش می باشد . هر چند که تنها روش نیست و گاهی اوقات ، معلم به ناچار باید از روشهای دیگر استفاده کند . در دوره ابتدایی ، نوع مسأله باید بسیار آسان باشد تا دانش آموز از عهده حل آن برآید .در صورتی که یادگیری اکتشافی منطبق با توانایی و میزان رشد ذهنی دانش آموز باشد ، تأثیر بسیاری بر یادگیری ها و تغییر رفتار دانش آموز دارد .
روشهای آموزش سنتی مبتنی بر این تفکر بود که یادگیری اساساً عبارت از کسب دانش ومهارتهاست وارزشیابی عمدتاً آزمونهای نوشتاری ( کتبی ) محدود می شد .روشهای جدید آموزش وپرورش در پرتو تازه های رواشناسی وپرورشی ، که بر اصلاح وبهبود رفتار ،مداومت در رشد ،یادگیری متنوع ومتعدد ،وآگاهی تأکید می کند .درهماهنگی با این مفهوم روشهای جدید آموزش وپرورش ویادگیری ،ارزشیابی نه تنها یادگیری های موضوع های درسی را مورد توجه می دهد ،بلکه بر ارزشیابی نگرشها ،علاقه ها ،عادات کاری،رشدجسمانی ،سازگاری فردی – اجتماعی نیز تأکید می کند .هم چنین،باتوجه به اینکه نوع مدارس ابتدایی مورد تقاضای جامعه شامل شناسایی بهتر طبیعت یاد گیرندگان وفرایند یادگیری ،وشناسایی ارتباط تنگاتنگ آموزش وپرورش با تقاضا ونیازمندیهای زندگی درجامعه امروزی ،وتوسعه روشهای آموزش بر اساس هدفهای کلی است وهدفهای کلی مدارس ابتدایی ،درهزاره سوم میتواند شامل تسلط بر فرایندهای اساسی تربیت شهروندان جهانی ،شکوفایی توانایی های بالقوه خلاقیت کودکان ،پرورش جسم وبهداشت روانی است ،معلمان ومدیران دوره ابتدایی که به طور مناسبی برای مشارکت درتوسعه این برنامه مدارس ابتدایی تربیت شده باشند به درک کامل اصول روشهای ارزشیابی از پیشرفت دانش آموزان نیاز دارند .
۱– ارزشیابی پیشرفت دانش آموز بخش جدایی ناپذیر مسئله بهسازی برنامه درسی مدارس ابتدایی است .
2 – وظیفه ارزشیابی انتخاب یا حذف فعالیتها نیست بلکه تعیین نوع تجارب آموزشی است که نیازهای کودکان را تأ مین خواهد کرد .
3 – ارزشیابی شامل گرد آوری اطلاعات شواهد جامع در باره توانایی ها ،موقعیت وپایگاه کودکان ومسائل آنان با وسائل وابزارها ،باروشهای رسمی وغیر رسمی ،سازمان دادن وتفسیر شواهد واطلاعات گردآوری شده به صورت توصیفی جامع از کودک درباره زمینه وپیشینه تجربه آموزشی اوست ( تعریف ارزشیابی ) .
4 –یک برنامه ارزشیابی مناسب از پیشرفت دانش آموز باید الف) ارتباط نزدیکی با هدفهای پذیرفته شده ومصوب داشته باشد .ب ) جامع وناظر بر همه جنبه های آموزشی ورشد کودک باشد .ج )مداوم ومستمر باشد .د) به صورت همکاری ومشارکت معلمان ،والدین ،وخود کودک باشد .ه )نتایج ارزشیابی برای اصلاح وبهسازی مداوم ومستمر برنامه درسی مورد استفاده قرار گیرد .
5 –عوامل اصلی رشد وتوسعه کودک که باید ارزشیابی شوند شامل :
الف ) توانایی های دهنی وعلمی کودک ،
ب ) پیشرفت در حوزه های متعدد برنامه درسی ،
ج ) سازگاری فردی اجتماعی ،
د ) وضعیت وموقعیت جسمانی کودک ،
و) توسعه نگرشها ،
ز)توسعه مهارتهای انجام دادن کارهای مدرسه ،
ح)توسعه ابراز- وجود آفرینشی ، ط)توسعه تفکر انتقادی ،
ی )سرانجام پیشینه (پس زمینه )خانه واجتماع محلی کودکان است .
6 –گزارشهای تشخیصی واقعی به اولیای کودکان درباره پیشرفت کودک درمدرسه پایه واساسی برای برقراری تفاهم متقابل ،ورفتارهای خوب وپسندیده ،همکاری بین معلمان ووالدین است که امکان بهسازی محیط آموزشی وبرنامه درسی کودک را فراهم میآورد .
نتیجه گیری
اینجانب معتقدم ،اصطلاحات آموزشی را با واقع بینی وبا صداقت می توان انجام داد. واقعیت این است که رویکرد فلسفی حاکم بر برنامه ریزی درسی ایران "رویکردی رفتار گرایانه" است .رویکرد فلسفی برنامه درسی بر همه عناصر آن غالب است .امکان اصطلاحات آموزشی در چارچوب این رویکرد وجود دارد . واقعیت اینست که با یک تغییر در مقیاس ارزشیابی نمیتوان توقع رشد همه جانبه شخصیت کودک را داشت .اما اگر صادق باشیم باید تمام توان وآبروی خود را صرف اصلاح برنامه درسی به صورتی سیستماتیک کنیم . پیشرفت وشوق انگیز شدن آموزش در مقطع ابتدایی منوط به ابزار ارزشیابی از نوع کمی وکیفی نیست تحقیقات نشان داده است .آموزش ابتدایی موفق برای مثال درژاپن از سه منبع : احساس تعلق به مدرسه ،پرورش کل شخصیت کودک وارائه محتوای مناسب سرچشمه گرفته است ،ژاپنی ها از سال 2002 با اتخاذ شعار "کم ،زیاد است " حدود 30 درصد از محتوای آموزشی و ساعات آموزشی مستقیم را در مدارس ابتدایی کاهش دادند .تا فرصتهای لازم را برای یادگیری تلفیقی وزندگی شوق انگیز رادر مدرسه فراهم کنند .
برچسب: بنیادین,
نویسنده: هستی کوهی